گفت و گو با نوک تیز گل نخستین قهرمانی استقلال درون جام محفل های آسیا/ شبی که تهران نخوابید

همشهری- مهرداد رسولی: مسعود معینی، قراول بالغ آن روزهای تاج در شکم بسیاری از اتفاقات این بازی بوده است. او در تقابل با یکی از نیکوترین بازیکنان هاپوئل برنده بزرگ بازی وجود و تراب دوم بازی را بی آرامی تو وقت های اضافه به ثمر رساند تا تصویر هق هق کردنش تو آغوش رایکوف، سرمربی حین کلاه روی زرنگ نشریات مشهور آن موقع نقش ببندد. مسعود معینی در مورد اتفاقات دراماتیک آن ورزش حرف های یدکی بخاطر گفتن دارد و در ۷۱سالگی شیرین تر از هر کسی این خاطرات را روایت می کند. قهرمانی تاج در مسابقات جام باشگاه های آسیا، نخستین عنوانی بود که یک آویشن باشگاهی ایران درون مسابقات بین المللی تصاحب می کرد. بدوی افتخار هندبال باشگاهی ایران کوچکتر چه شرایطی و درون چه فضایی رقم خورد؟

کلاه درون شرایطی وارد سومین دوره مسابقات الت شیشهای باشگاه های آسیا شد که نمایندگان اسرائیل در ۲ دوره قبل، قهرمان آسیا شده بودند و درون شرایطی که تیم ملی این ناحیه هم به ابگینه جهانی ۱۹۷۰ مکزیک راه محسوس کرده بود می خواستند سومین عنوان قهرمانی را تصرف کنند. من بی قراری یکی دو خلع قبل از ابتدا این مسابقات از اسلوب آهن به کلاه بی وقفه بودم. یادش به خیر آقای امیر ابوطالب که مربی رویه آهن بود درون ۲۰ دقیقه آخر بازی دوستانه با کلاه مرا مسبوق بازی کرد و داخل ۱۸ سالگی بی نهایت خوب ورزش کردم. بعد از بازی بی آرامی رایکوف که سرمربی تاج بود آمد دست گذاشت روی شانه ام و گفت بخاطر جام باشگاه های آسیا به در احتیاج دارم. برادرم فریدون اصرار داشت که بوسیله پرسپولیس بروم اما آقای شیخان، از مدیران دم جماعت کلاه با غلام بستگی گرفت و گفت رایکوف دامن هر شرایطی تو را می خواهد. غلام تیمار عاری اینکه به برادرم بگویم بوسیله اتفاق ناصر حجازی، نصرالله عبداللهی، جواد قراب و مرحوم غلامحسین مظلومی با تاج قرارداد دو ساله ای بستم. مبلغ قرارداد ۴ هزاره تومان وجود و ماهانه ۲۰۰ تومان هم حقوق می گرفتم. آن موقع علی جباری، کاپیتان تاج ۲۱۰ تومان حقوق می گرفت. بوسیله هر حال ما پایین تر شرایط خاصی و متاثر از اتفاقات و اعتراضات مردمی در سال ۱۳۴۲ وارد این مسابقات شدیم.
    رایکوف مربی بزرگی حیات و سابقه مربیگری در جام جماعت های اروپا را در کارنامه مربیگری اش داشت. کنار گذاشتن مربی کارکشته و محبوبی مانند علی دانایی بی مانند و سپردن سکان تربیت کلاه بوسیله رایکوف را می نبوغ پیش نخست قهرمانی کلاه داخل آسیا دانست؟

غلام معتقدم مرحوم علی دانایی بی همتا حیات که پایه های آمادگی آن آویشن را گذاشت. سبک مربیگری رایکوف بی قراری منحصر به فرد بود و سهم بیشتری در موفقیت کلاه داشت. او در آن سال ها از روال ای انقیاد می کرد که سال ها بعد در استیل مربیگری اروپایی ها مشاهده کردیم. حواس رایکوف صرفا بوسیله محضر دوساعته بازیکنان در مسابقه نبود و مدام عمر مخصوص آنها را زیرنظر داشت. او یک روز صبح زود با مرسدس بنز سرمه ای رنگش به مسکن ما در کوچه و پسکوچه های تنگ و مصنوع راه آهن آمد و گفت امروز می خواهم تو را به دانشگاه ببرم. بعدها دانا شدم برای اینکه بداند در چه شرایطی زندگی می کنم آن روز به ساختمانی ما آمد و مرا بوسیله دانشگاه سرما. رایکوف تو بحث روانشناسی استاد وجود. یادم هست که بامداد روز تمرین ما را به استادیوم نصیری در حوالی چهارراه کالج سرما و برایمان مسابقه گذاشت و در همان نشست تمرینی استرس و اضطراب مان را به حداقل رساند. فضای فوتبال ایران درون آن سال ها هنوز به نعوظ کامل دوقطبی نشده وجود و دو جماعت تاج و پرسپولیس روابط دوستانه ای داشتند. شکل گیری چنین فضایی چقدر به قهرمانی کلاه در آسیا معاون کرد؟

در آن سال ها رقابت بین تاج و پرسپولیس بود و گاهی اوقات پیکان حزن بوسیله ضلع ثالث مثلث مدعیان تکثیر می شد. استادیوم امجدیه داخل تسخیر تماشاگران پرسپولیس بود و یک گوشه ای از ضلع جنوب غربی استادیوم هم بوسیله تماشاگران کلاه ویژه داشت. بحث و کری خوانی بین بازیکنان و تماشاگران بود ولی دشمنی هرگز. ظاهرا برای توفیق تاج درون جام مجلس های آسیا یک اتحادی بی قراری بین تماشاگران دو تیم شکل اندوهناک بود؟

این هم لم رایکوف و مسئولان باشگاه حیات که غلام وفاخواه، فریدون معینی و محمود خوردبین که بازیکن پرسپولیس بودند را به عنوان بازیکن کمکی انتخاب کردند تا پیوستگی بین تماشاگران تاج و پرسپولیس شکل بگیرد.ما مشکلات زیادی داشتیم اما با کمک رایکوف و مسئولان جماعت همگی رنج ها بوسیله سبب بدل شد. همگی بازیکنان مشکلات مالی داشتند. بازیکنان کلاه شاید یک بار تو هفته هم گوشت نمی خوردند. رایکوف چند ورزشکار کلیدی را برگزینی کرده وجود و هفته ای دو بار آنها را به یکی از هتل های مرکز خانه دادن می فرستاد تا غذای خوب بخورند. فضای بازی فینال به اندازه کافی برای آویشن هاپوئل ترسناک شده بود؟

بله، آنها ۷ یا ۸ بازیکن ملی پوش داشتند اما اضطراب و ترس داخل چهره شان موج می زد. این بازی تو سال ۱۳۴۹ برگزار شد و تاج عاری تراب خورده به فینال وضع پیدا کرده بود ولی فضای امجدیه برای بازیکنان هر دو تیم سهمناک و استرس زا به نظر می رسید. حبیب الله القانیان، تاجر معروف خاله همه بلیت های رله را برای اقلیت تلخ خریده بود ولی طرفداران تاج و پرسپولیس امجدیه را تسخیر کرده بودند. حدود ۲۰ هزار نفر غصه بیرون استادیوم و قفا درهای بسته مانده بودند. فضای ورزش زیاد وزین حیات و رایکوف مدام بازیکنان با تجربه ای مثل منصور پورحیدری، علی جباری، غلام وفاخواه و فریدون معینی- برادر ارشد ترم- را به آرامش طلبیدن می کرد. غلام قبل از آن بازی بخاطر نخستین وعده قرار اخذ تو حلقه اتحاد بازیکنان را تجربه کردم. قبل از شروع ورزش عده ای از تماشاگران علیه تماشاگران خاص روبه روی جایگاه، شعارهای سیاسی سر می دادند و سوت ورزش تو این طور فضایی به نوا درآمد. اتفاقات این ورزش بوسیله شکل دراماتیکی به ضرر هاپوئل رقم خورد. از تساوی تو لحظات پایانی تا پذیرفتن باخت تو لمحه های اضافه. قسمت این ورزش را ستاره های تاج رقم زدند خواه رایکوف منافی را تار کرد؟

گل مقدمه بازی را هاپوئل داخل ازدحام محوطه جزا ما بوسیله ثمر رساند. وقتی تراب خوردیم ناصر حجازی را دیدم که مدام دست می زد و اصلا خودش را نباخته بود. از آن طرف هم علی جباری بچه ها را تشویق می کرد و مدام می گفت جبران می کنیم. حدود ۲۰ دقیقه مانده به خاتمه بازی، رایکوف علی جباری را تعویض کرد و مهدی حاج محمد را به زمین فرستاد. همگی مات و مبهوت مانده بودیم تا اینکه حاج محمد به جناح ضایع رفت و با تکنیک نابی که داشت تیم حریف را به غم ریخت. او درون یکی از نفوذهایش کرنر گرفت و کرنر ارسالی او را غلام وفاخواه تو دقیقه ۸۳ با ضربه سر به گل همسانی بدل کرد. تراب دوم تیمار توسط شما و درون شرایط عجیبی بوسیله ثمر رسید. اصلا چطور شد که بوسیله عنوان مدافع چپ جلو آمدید و یکی از به یادماندنی ترین گل های تاریخ پیاده روی ایران را به میوه رساندید؟

قبل از مطلع وقت های اضافه، رایکوف بوسیله ما دلگرمی انصاف و گفت تامین باشید که ما نم این ورزش هستیم. وقتی لمحه اضافه مقدمه شروع شد روحیه خوبی داشتیم. ۳ دقیقه گذشته بود که ورزشکار حریف روی منصور پورحیدری معصیت کرد و هنگام ارسال ضربه ایستگاهی دفاع چپ را مختار کرده بودم. وقتی در گوشه محوطه جریمه توپ به من رسید، فریدون با صدای بلند از من امید پاس بدهم ولی غلام پاس ندادم و خودم توپ را بوسیله جانب دروازه هاپوئل شوت کردم. وقتی داور صفیر زد و داشت به سمت وسط زمین می دوید نو فهمیدم توپ متوجه پشه حریف شده است. 

در تک اتفاقات این بازی روایت های مختلفی وجود دارد اما اندک درباره حوادث بعد از بازی شنیده ایم. مثلا این که پس ازآن از سوت پایان بازی، امجدیه چه حال و فلکی داشت؟

به محض این که ورزش طولانی شد، تنها بازیکنی بودم که در آغوش رایکوف اشک می ریختم. در آن حین برای نخستین وعده اشک های رایکوف را دیدم و همین قاب بوسیله چابک کیهان ورزشی بدل شد و با تیتر «اشک مقدس برای پیروزی» تو حافظه همه ماند. بعد از آنکه بچه ها با شیشه گرفتن قهرمانی دور مباهات زدند، توپ را از داور مسابقه گرفتم تا به یادگار نگه دارم. تا یک روزگار بعد از ورزش انسان از امجدیه بیرون نمی رفتند و پایکوبی می کردند. وقتی با اتوبوس از امجدیه خارج شدیم و به سمت هتل رفتیم آدم دنبال اتوبوس می دویدند. آن شب تا صبح نخوابیدیم و از دریچه هتل با آدم صحبت می کردیم. اگر بخواهم درون یک عموم فضای بعد از بازی را توصیف کنم باید بگویم آن شب تهران نخوابید. قهرمانی کلاه درون آسیا که با کمک بازیکنان و هواداران پرسپولیس رقم خورد، نقطه عطفی در تاریخ فوتبال ایران است. این توفیق چقدر بوسیله لباس گیری ارتباط و همدلی درون پیاده روی ایران معاون کرد؟

ذات سرگذشت این است که همه اتفاقات بازی فینال و قهرمانی تاج در آسیا، فضای اطراف هر جسمی اسب سواری ایران را تبدیل قسط. بعد از این بازی بود که تیمسار خسروانی، رئیس باشگاه تاج که همزمان مهتر راهنمایی بدنی بی آرامی بود بوسیله پاس قدردانی از تماشاگران پرسپولیس که در بازی فینال به امجدیه آمدند و تاج را اغوا کردند دستور رحمت کسی را عزیز خطاب کردن اصلی، پشه بان پرسپولیس را صادر کرد. برتر اصلی کسی بود که دوماه قبل از این بازی و در داربی به داور محک سیلی زده بود و بوسیله همین دلیل باید محرومیت دو ساله را دنبال شیوه می گذاشت.